-
بی
پنجشنبه 30 آذرماه سال 1391 15:42
اینجا اکنون اوج خستگی من است...
-
وباز هم...
چهارشنبه 29 آذرماه سال 1391 13:36
...خستگی ادامه دارد...
-
...
یکشنبه 26 آذرماه سال 1391 12:43
خسته ام... خیلی خسته ام...
-
دو
سهشنبه 16 مهرماه سال 1387 22:46
فکر نشستن سر کلاس و درس رو گوش دادن... استاد و بنده و یک دانشجوی متفکر جمع بودنیها را تشکیل دادیم و جای کسی خالی نبود. همکلاسی مشاور معاون وزیر وزارتخانه نظارت بر حبوبات و کله پاچه و ایضا تغذیه و .... اگه گفتم چیه؟ نمیگم...که... اون... اینم یه حسن به خدا که استاد بفرمایند و تو بلد نباشی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 مهرماه سال 1387 20:23
بسم ا... به نام خداوند بخشاینده مهربان. امروز هوای بستن بار که کردم پا به پای افکارم امدم تا فردا هیچ گله ای نباشه. سلام به فردای زیبا